بزرگ شدنت خیلی سریع بود، خانوم!
من هنوز بعضی وقتا تو رو همون کوچولویی میبینم که دلم میخواست هی بغلش کنم؛ بعد یهو یادم میاد یازده سالته و احتمالاً خودت دیگه برای بغل کردن وقت تعیین میکنی! 😂
البته بغل کردن تاریخ انقضا نداره. 💗
یازده سال؟! باورم نمیشه اینقدر زود یازدهساله شدی! 😭💗 امروز مال توئه؛ بخند، ذوق کن، کادوها رو باز کن و یه برش درستوحسابی کیک هم برای من کنار بذار.
چندتا قاب قشنگ ازت کنار هم گذاشتم و لابهلاشون چندتا حرف دارم که دلم میخواد بخونی. آرومآروم بیا پایین؛ اینجا خبری از ورق زدن نیست، فقط خاطرهست و یه عالمه دوستت دارم.
من هنوز بعضی وقتا تو رو همون کوچولویی میبینم که دلم میخواست هی بغلش کنم؛ بعد یهو یادم میاد یازده سالته و احتمالاً خودت دیگه برای بغل کردن وقت تعیین میکنی! 😂
البته بغل کردن تاریخ انقضا نداره. 💗
صاحب جشن امروز حق داره آهنگ انتخاب کنه، اول کادوها رو باز کنه و بزرگترین تیکهی کیک رو برداره. بقیهی اعضای خانواده هم لطفاً اعتراضی نکنن! 😌🎂
هر جا حرف از تو باشه، با افتخار میگم: «بله، این دختره برادرزادهی منه!» بعد هم احتمالاً چندتا خاطره تعریف میکنم که خودت میگی: «دیگه بسه!» 😄
یه روز چندتاشون رو با آبوتاب جلوی مهمونا تعریف میکنم؛ بالاخره باید از این خاطرهها استفاده کرد! 😇
اینها رو از ته دل برات میخوام؛ نه فقط برای تولدت، برای همهی روزای معمولی و قشنگت هم.
بزرگ شدن قشنگه، ولی لازم نیست عجله کنی. کلی وقت داری برای تجربههای تازه، خندههای بلند، سلیقههای عجیب و خاطرههایی که بعداً با هم مرور میکنیم.
هنوز کلی حرف برای گفتن داریم! پس عجله نکن؛ از یازدهسالگیت لذت ببر، با دوستات بخند و هر چیزی رو که دوست داری با ذوق دنبال کن.
البته اگه قراره بزرگ بشی، حداقل سلیقهات توی کادو گرفتن رو با من درمیون بذار. 😂
۱. خندیدن آزاده. ۲. دوباره کیک برداشتن آزاده. ۳. اگه کسی گفت «یه کم بزرگ شدی دیگه»، میتونی بهش یادآوری کنی که هنوز حق داری شیطنت کنی! 😎
هرچقدر هم بزرگتر بشی و دنیای خودت رو داشته باشی، اینجا همیشه جا برای تو هست؛ برای حرف زدنت، خندیدنت، گله کردنت و حتی وقتایی که فقط میخوای یکی کنارت باشه.
زهرا جونم، تولدت مبارک! یازده سالت شده و هنوز هر چند وقت یه بار با خودم میگم: «مگه همین دیروز کوچولو نبود؟» 😄 دلم میخواد خندههات همیشه از ته دل باشه و هیچوقت برای خوشحال بودن لازم نباشه نقش کسی رو بازی کنی.
همهی روزا قرار نیست عالی پیش برن؛ گاهی آدم خسته میشه، گاهی دلش میگیره، گاهی هم حوصلهی هیچکس رو نداره. همهش طبیعیه عزیز دلم. لازم نیست همیشه خوشحال و بینقص باشی؛ همین که خودتی، دوستداشتنیای.
امیدوارم امسال کلی اتفاق خوب برات بیفته، از اونایی که شبش میای با هیجان تعریف میکنی و وسط حرفات یادت میره اصلاً از کجا شروع کرده بودی! حالا هم قبل از اینکه کیک تموم بشه، یه تیکهی آبرومند برای من کنار بذار؛ این قسمت خیلی جدیه. 😋🎂
آدم فکر میکنه تولد فقط شمع و کادو و کیکه، ولی برای من یه بهونهست که وایسم و نگاه کنم ببینه چهقدر زمان گذشته و چه آدم قشنگی داره بزرگ میشه.
باشه، دیگه سخنرانی نمیکنم. مگر اینکه میکروفن دستم بدن! 😌
هیچوقت برای دوست داشتن چیزایی که دوستشون داری خجالت نکش. سؤال بپرس، نظرت رو بگو، عوض شو، یاد بگیر و یادت باشه لازم نیست شبیه هیچکس دیگهای باشی.
شاید چند سال دیگه که این صفحه رو باز کنی، سلیقهات عوض شده باشه و بگی «این دیگه چی بود؟!» ولی من مطمئنم باز هم یه چیزی پیدا میکنیم که باهاش بخندیم.
فقط لطفاً اون موقع هم منو با یه تیکه کیک مهمون کن. بعضی سنتها باید حفظ بشن. 🎂
حالا یه نفس عمیق بکش، آرزوت رو توی دلت بگو و شمعها رو فوت کن. لازم نیست آرزوت رو به کسی بگی؛ این یکی فقط مال خودته. 💫
از همین حالا برای خاطرههای بعدیمون ذوق دارم. امیدوارم امسال کلی چیز تازه کشف کنی، کلی بخندی و آخر سال وقتی بهش فکر میکنی، بگی: «چه سال خوبی بود!»
خب حالا برو جشن بگیر؛ من اینجا با افتخار دارم ادای آدمای خونسرد رو درمیارم. 🥹
حالا چشماتو ببند، یه آرزوی قشنگ کن و شمعها رو فوت کن! امیدوارم یازدهسالگیت پر از خنده، آدمای خوب و اتفاقایی باشه که بعداً با ذوق برام تعریف میکنی. دوستت دارم، زهرا جون؛ خیلی بیشتر از چیزی که توی این صفحه جا بشه. 💖